• عناوین

      درباره سایت

       

      در باره من

       

      مقالات من

       

      ارتباط با من

       

  • موضوعات

    • عمومی (26)
    • تاریخ (4)
    • فلسفه (2)
    • ادبیات (5)
    • فرهنگ و هنر (1)
    • ورزش (5)
    • شخصی (6)
    • مناسبتها (3)
  • بایگانی ماهیانه

    • آبان ۱۳۸۴
    • آذر ۱۳۸۴
    • دي ۱۳۸۴
    • بهمن ۱۳۸۴
    • اسفند ۱۳۸۴
    • فروردين ۱۳۸۵
    • ارديبهشت ۱۳۸۵
    • خرداد ۱۳۸۵
    • تير ۱۳۸۵
    • مرداد ۱۳۸۵
    • شهريور ۱۳۸۵
    • مهر ۱۳۸۵
    • آذر ۱۳۸۵
    • دي ۱۳۸۵
    • بهمن ۱۳۸۵
    • اسفند ۱۳۸۵
    • فروردين ۱۳۸۶
    • خرداد ۱۳۸۶
    • آبان ۱۳۸۶
  • آخرین نوشته ها

    • اندر خیالات باطله
    • سپاهان قهرمان
    • نیایش نوروز
    • ايران و رها
    • صدف خالی
    • بر عبث می پایم …
    • زندگی باید کرد
    • ملیت و ضد ملیت !
    • تاریخ ایران ، قسمت دوم
    • تاریخ ایران ، قسمت اول
  • آمار بازدید

  • RSS

      مطالب | نظرات

  • پیوست ها

    • ورود
    • Mohammad Afghari
    • WordPress
     

  • روزشمار

    ژانویه 2006
    ش ی د س چ پ ج
    « Dec   Mar »
     123456
    78910111213
    14151617181920
    21222324252627
    28293031  
  • ساعت

  • جستجو

  • پیوند ها

    • ایران جاوید
  •  

بهمن ماه ۱۳۸۴

عقل و دين از ديدگاه کانت

عقل و دین از دیدگاه کانت

برای مطالعه مقاله اینجا را کلیک کنید

يکي از دوستانم مي گفت در دوران دبيرستان دبير بينشي داشته اند که اشرافش بر مسائل فلسفي زبانزد همگان بوده است . نمونه هايي از ابتکارت و اکتشافات وي را باز گو مي کرد . مي گفت روزي در کلاس يکي از دانش آموزان از او پرسيد :
- آقا اجازه ؟ چگونه ثابت مي شود که خدا يکيست؟
و معلم در جواب گفت :
- ببين پسرم چربي را مي شود از روغن جدا کرد ؟
- نه آقا .
- پس خدا هم وجود دارد و يکيست !
بيچاره پسرک دهانش از تعجب باز مانده بود ، چه ، اين شيوه استدلال را ما قبل اين در بساط هيچ عطاري نديده و در هيچ کتاب تحفه هندي نخوانده بود !
- آقا اجازه ما متوجه نشديم .
- آهان . آفرين دانش آموز که متوجه نشود بايد بپرسد . ببين پسرم آن شوفاژ را مي بيني آن گوشه کلاس وجود دارد ؟
- بله آقا
- پس خدا هم وجود دارد .
… و همه کلاس در بحر مکاشفت مستغرق از افاضات اين عالم ارجمند و اين فاضل گرانقدر .

***
در ميان ما ايراني ها که هرکداممان ماشالله سالک راه حق بوده ، يدي طولا در خداشناسي داريم و براي خودمان يک پا ملاي رومي و شمس الحق تبريزي در عرفان و صاحب سبک و مکتب در طريقه فنا في الّله هستيم از اين دست استدلات که اسباب تحير عقول جن و انس و عوام و خواص را فراهم مي آورد کم نيست .
به نظر من آنچه که به فقر فلسفه در ميان ما ايرانيان دامن مي زند بي مسئوليتي انديشمندان و قشر به اصطلاح روشنفکر ما در قبال مسائل اجتماعيست .
يادم هست در سلسله مباحث روشنفکري ديني که از شبکه ۴ سيما پخش مي شد دکتر صادق زيباکلام استاد علوم سياسي دانشگاه تهران و تني چند از ديگر شخصيتهاي صاحب نظر در اين ضمينه به گفتمان و تبادل آرا مشغول بودند . جناب دکتر مي فرمودند : ( نقل به مضمون مي کنم چون دقيقاً کلماتي که به کار مي بردند خاطرم نيست )
روشنفکر که سر و کارش با کتاب و انديشه ها و افکار است را چه کار با توده عامي که دغدغه اش تهيه روغن نباتي و گوشت و نان ( احتمالاً از نوع بربري ) است ؟
نتيجه اين شکاف هولناک ميان روشنفکران و مردم عادي يک جامعه همين مي شود که يک آنچنان براهيني در اثبات يکتايي وجود خداوند آورده شود . همين مي شود که ما بنشينيم اين طرف آب و کبکمان خروس بخواند که همان دوران که در غرب رنه دکارت مي گفت : مي انديشم پس هستم ما اينجا ملا صدرا داشتيم که اسفار اربعه را در لقا الّله پيموده بود بدون آنکه اساساً نه فلسفه ملا را درک کرده باشيم نه دکارت را . بدون آنکه توجه کنيم که تعداد کساني که شرحي بر اسفار نوشتند از انگشتان دو دست تجاوز نمي کند و آنها که پس از دکارت فلسفه او را تا حد نقد فهميدند يا حداقل آنها که از ابدع مختصات دکارتي در هندسه تحليلي استفاده کردند تقريباً کل جامعه غرب پس از دکارت را شامل مي شود . من قصدم قبول دکارت يا رد صدراي شيرازي نيست . تنها پرسشم اين است که اگر روشنفکر را کاري با توده جامعه نيست پس با چه کار است ؟
اگر روشنفکر مسئول عقب ماندگي ذهني جامعه نيست پس کيست ؟

****
عقل و دین از دیدگاه کانت مقاله اي است در اين باب که اثبات وجود خدا اينقدر ها هم که فکر مي کنيم ساده نيست . بازبيني آرا و افکار فيلسوفي است که به اعتقاد اکثر قريب به اتفاق فلاسفه لقب بزرگترين فيلسوف شامل حال اوست . نشان دهنده نظرات وي در پيرامون عقل و دين است و اينکه چگونه انساني مانند کانت تنها به خاطر انديشيدن نامش بر روي سگان کشيشان گزارده شد .
اين مقاله مخاطبين خود را روشنفکراني که به قول زيبا کلام سرو کارشان با کتاب و انديشه و افکار است فرض نمي کند بلکه همان توده عامي مي داند که دغدغه نان دارند .

پیوند ثابت | ۳ نظر ، شما هم نظر بدهید موضوع :عمومی , فلسفه .

 نگاشته شده به قلم محمد افقری در تاریخ ۱۱ بهمن ۱۳۸۴ ساعت ۸:۵۵ ق.ظ.


 

» صفحه ی بعدی